شعر دربارۀ مقام معلم
شعر دربارۀ معلم
سلام من به معلم فدای گفتارش
وجود و هستی من شد کلام و کردارش
دلم ز عشق معلم چو دیگ جوشان است
نشد که سیر کنم دیده را ز دیدارش
معلمم شده شمعی و من چو پروانه
وجود من شده محراب چشم بیمارش
چه میشود بشوم شمع و ذوب گفتارش
شکار فکرکنم از کلام پربارش
ستاره سخنش میکند مرا روشن
به اوج رشد و تعالی رسم ز افکارش
درود من به معلم درود جاویدان
چه جاودانه شد اندیشه های سرشارش
سیدعلی کرامتی مقدم
12/ 02/ 1399
مشهد مقدس
+ نوشته شده در جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 4:50 توسط سیدعلی کرامتی مقدم
|
به نام خداوند جان و خرد