مجنون و عیب جو
به نام خدا
استاد مربوطه : دکتر سید علی کرامتی مقدم
تهیه کننده :رضا قرشی
سبک شعر :هندی
قالب شعر :مثنوی
محتوا عاشقانه و عارفانه
نوع ادبی:ادبی غنایی
شاعر: وحشی بافقی
به مجنون گفت روزي عيب جويي كه پيدا كن به از ليلي نكويي
مجنون وليلي : تناسب / مجنون : نماد انسان هاي باطن بين / عيب جو : نماد انسان هاي ظاهربين / بين « مجنون» و « عيب جو» تضاد برقرار است.
معنی: روزي فردي عيب جو به مجنون گفت كه بهتر و زيباتر از ليلي محبوبي ( دلبري ) پيدا كن.
كه ليلي گر چه در چشم تو حوري است به هرجزيي زحسن او قصوري است
چشم: مجاز از «ديدگاه ، نظر ، عقيده »
مصراع دوم: نوعي متناقص نما (پارادوكس ) در عين زيبايي، نقص داشتن/ واژه هاي حسن / قصور تضادند
مصراع اول : تشبيه دارد (ليلي: مشبه / حور : مشبه به )
معني: اگر چه ليلي از ديدگاه تو هم چون حوريان بهشتي زيبا است در عين حال در هر بخش از زيبايي او كمي و كاستي نيز وجود دارد.
زحرف عيب جو مجنون بر آشفت در آن آشفتگي خندان شد وگفت:
جو و مجنون تضاد است / حرف: مجاز از « كلام ، سخن » / بر آشفت و آشفتگي : اشتقاق / مصراع دوم از نظر مفهوم پارادوكس دارد، در آشفتگي خندان شدن / حرف و گفت : تناسب
معني: مجنون از سخنان عيب جو خشمگين شد و در اوج خشم ، با خنده به او گفت .....*اين بيت با بيت بعدي مو قوف المعاني است .
اگر در ديده ي مجنون نشيني به غير از خوبي ليلي نبيني
مصراع اول كنايه از «احساس كسي را داشتن»نوعی دعوت به همدردی یا است. / در ديده كسي نشستن:كنايه از« هم فكر و هم نظر شدن، به جاي ديگري نشستن واز دريچه ي چشم او به قضيه نگاه كردن » / بيت3و4) موقوف المعاني / مفهوم بیت: 1- نفي ظاهر بيني 2- عاشقان، زشتي ها و بدي هاي معشوق را نمي بينند و به آن ها توجهي نمي كنند .
نشيني و نبيني : جناس نا قص /ديده و نبيني : تناسب / بيت داراي تمثيل است.
معنی: اگر تو نيز احساس مجنون عاشق را داشته باشي و از نگاه مجنون به ليلي بنگري، متوجه خواهي شد به غير از خوبي و زيبايي چيز ي در ليلي نيست.
تو كه داني كه ليلي چون نكويي است كزو چشمت همين بر زلف و رويي است
چشم : مجاز از « نگاه » / زلف و روی : مجاز از « ظاهر، اعضاي ظاهري » / چشم ، زلف ، رو : تناسب (مراعات نظيرند) / بر زلف و روي نگاه كردن :كنايه از «ظاهر بيني »
مصراع دوم كنايه از ظاهر بيني است / مفهوم : سرزنش ظاهر بيني
معنی: تو كه به زلف و چهره ی ليلي مي نگري و ظاهر بين هستي، كيفيت حُسن او را درك نخواهي كرد.
بيت هاي 5و6و7و8 همگي با هم پيوند معناي (موقوف المعانی) دارند، پيام هر چهار بيت اينكه كيفيت ( باطن ) مهم است نه كميت( ظاهر )
تو قد بيني و مجنون جلوه ي ناز توچشم و او نگاه ناوك انداز
در مصراع اول: قد، مجاز از ظاهر / جلوه ي ناز، مجاز از باطن / در مصراع دوم : چشم، مجاز از ظاهر/ نگاه ناوك انداز، مجاز از باطن / بيت واج آرايي ن دارد / ناوك انداز :تير انداز ، صفت فاعلي و كنايه از تاثير گذار بودن / قد ، چشم ، نگاه : تناسب (مراعات نظیر) / نگاه ناوك انداز: اضافه ي تشبيهي (نگاه : مشبه / ناوك انداز (شخص تير انداز ): مشبه به) / تشخيص / فعل هاي محذوف « بيني» (بعد از « چشم» : حذف به قرينه ي لفظي / « مي بيند» (بعد از« ناز» و« ناوك انداز» : حذف به قرينه ي معنوي / بيت داري تمثيل است. / مفهوم :باز هم «نكوهش ظاهر بيني »
معني: تو تنها قامت (به ظاهر نازيباي) ليلي را مي بيني ولي من مجنون، حركت دل رباي او را مي بينيم، تو به ظاهر چشم ليلي مي نگري ولي من به نگاه تير انداز (چشمك زن ) و جذاب او نگاه مي كنم .
تو مو بيني و مجنون پيچش مو تو ابرو ، او اشارت هاي ابرو
/ در مصراع اول : مو مجاز از ظاهر / پيچش مو مجاز از باطن / در مصراع دوم : ابرومجاز از ظاهر /
اشارت ابرو مجاز از باطن / بيت واج آرايي و دارد / واژه مو » و « ابرو » تكرار و تناسب / فعل هاي محذوف بيني (بعد از « ابرو »): حذف به قرينهي لفظي / مي بيند (بعد از « مو » و « اشارت هاي ابرو») حذف به قرينه ي معنوي / او و مو : جناس ناقص / مفهوم : نفي « ظاهر بيني»
معني: تو ظاهر موهاي ليلي را مي بيني ولي مجنون به چين و شكن زيباي زلف او مي نگرد. تو به ابروي ليلي توجه مي كني و مجنون حركات و اشارت هاي ابروي او را مي بيند. ( نگاه عاشق نگاهي متفاوت است.)
دل مجنون ز شكر خنده، خون است تولب مي بيني و دندان كه چون است
واژه هاي لب/ دندان: مجاز از ظاهر و همچنين ناقص اختلافي است. / واژه هاي خون / چون: قافيه و نيز جناس ناقص اختلافي است. / شكر خنده: خنده ي شيرين ، خنده ي دل نواز / « شكر خنده» را نوعي حس آميزي و البته تشبیه هم است. (خنده ي مانند شكر شيرين ) / دل خون بودن :كنايه از « رنجور و اندوهگين بودن » یا « كنايه از تأثر شديد» / در مصراع اول: از شكر خنده دل خون شدن مجنون از نظر مفهوم، متناقص نما (پارادوكس) است. قاعدتاً عاشق از خنده ي شيرين معشوق خود بايد شاد شود. (خونين دل بودن از خنده هاي شكرين) / / مي بيني (بعد از دندان): حذف به قرينه ي لفظي .
معني: دلِ مجنون از خنده هاي شيرين و اثركننده ي ليلي بي قرار و گرفتار است، در حالي كه تو ظاهري از ليلي (لب و دندان) را فقط مي بيني و بس.
كسي كاو را توليلي كرده اي نام نه آن ليلي است كز من برده آرام
آرام از كسي بردن كنايه است از آشفتگي و بي قراري / بيت آرايه ي تكرار دارد ( واژه ي ليلي ) / مفهوم : بيان ديدگاه هاي متفاوت از يك موضوع واحد
معني: تصوري كه تو از ليلي داري آن ليلي اي نيست كه مرا بي قرار و عاشق نموده است .
به نام خداوند جان و خرد